بهم بافته شدگان

می خوابی و فقط نگاه ميکنی به سقف و فکر ميکنی.. خيلی ارامش بخشه ..خيلی لذت بخشه...هيچ صدايی نميشنوی..فقط صدای نفس نفس زدن های خودت به گوشت ميرسه....غرق افکارت ميشی..گاهی وقتا حرکتت کندتر ميشه...احساس سبکی ميکنی...همين که توی افکارتی يه دفه احساس دردی بهت دست ميده و به خودت ميای...سرت به ديواره استخر خورده.........

عجب استخری بود..يه استخر ۳ نفره...کنار استخر که می ايستی صدای اروم استخر و اينکه يه نفر داره شنا ميکنه بهت لذت ميده...شايد ۱۵ دقيقه رو اب خوابيدم و فکر کردم.(.می خواستم درباره استخر بيشتر بنويسم ولی حالش نيست...................)

سلام..خوبيد بچه ها؟...نه؟..چرا؟..باز چی شده؟..باز چه دسته گلی به آب داديد؟..يه دفه شد من بيام اينجا راحت حرف بزنم؟..اخه من از دست شما چيکار کنم؟...04.gif..چند روزه ژستم اينجوری شده..چيجوری؟.همينجوری که خوندی ديگه..متل پست قبليم...واسه هرکيم اف گذاشتم يا چت کردم يا کامنت گذاشتم ميگه چيه؟...عصبانی چرا؟..چرا قاطی کردی؟...بابا خب آدم که نميشه همش يه شکل باشه...بهعضی(اون ه اضافيه) وقتا يه خورده خشونت لازمه...ولی خيلی جزبه(منظورم همون جذبه بود ديگه حال نداشتم پاک کنم دوباره بنويسم..گفتم بذارم همين باشه ديگه..اشکالی داره؟..چيه چرا ميخندی؟) دارم نه؟04.gif...

نمی خواستم آپ کنم..فقط به ۲ دليل الان دارم آپ ميکنم ۱.بايد آپ ميکردم ..۲.دوست دارم اپ کنم حرقيه؟..اره؟..اگه حرفيه بذار باشه

راستش الان بدون هيچ زمينه فکری اومدم اينجا آپ کنم...به خاطر همينه که حرفامم بی ربطه..چون اصن نميدونم چی ميخوام بنويسم هرچی مياد تو ذهنم مينويسم...تنها چيزی که تو ذهنم بود بگم اين بود که :هرکی اينو بخونه خره04.gif(دقيقا اين عکسه هم تو ذهنم بود)..نه جدا..می خواستم بگم من فعلا تا ماه بعد هستم ولی به روز نميکنم...يعنی يه جورايی قراره کمتر بيام..سر ميزنم به همتون.ولی کمتر هستم...گفتم که دو روز ديگه نيايد بگيد  چرا بهروز نميکنی و ...(مورچه جان با توام هستم ها..چشمک جان تو هم حرف نزن گوش کن)...همين ديگه..خلاصه گفتم که گفته باشم..خلاصه اينکه: من تا ماهه ديگه کمتر شايدم خيلی کمتر بيام...ولی گاهی وقتا سر ميزنم ولی کمتر ميام ...درسته کمتر ميام اصل همينه که ميام..پس مواظيب باشيد..چون من بازم ميام..اگر هم اصلن هم  نيومدم بازم ميام...کلا يعنی اينکه ميام ولی کمتر ميام..

الان داشتم فکر ميکرد ديدم بيام يه فراخوان بدم..که شما هم تو کامنتاتون نيليد چرت و پرت بگيد...بچه ها با خيار جمله بسازيد...به صاحب بهترين جمله هم از طرف پرشين بلاگ تبريک می گوييم....

جدی گفتم ها..با خيار جمله بسازيد.بينم چيکار ميکنيد

خب من ديگه برم .....برام دعا کنيد..ديگه اگه من رو نديد حلالم کنيد..زندگی همينه ديگه يه روز ميای يه روزی بايد بريم..اينم شتريه که بغل(تو بغل نه کنار دست)هر خری می خوابه..ولی من که خر نيستم..من خيارم..ولی شماها مواظب باشيد شتره نياد بغلتون04.gif..........فعلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا03.gif10.gif23.gif

/ 78 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باحال

يادته يه روز آرزوت بود كامنتات به ۷۰ برسه؟ ميبينم كه داره ميرسه؟!

خانوم کوچولو

خوب به اميد خدا می بينم که داری شاخ می شی!يادت باشه من می تونم از خودم يه کارايی در کنم که بگرخی! ببين جوجه ماشينی منم با این رفیقت موافقم. یه کلاسه وبلاگ نویسی سراغ دارم توپ! برو شاید یه چیزایی حالیت شه! خیلی هم سر به سر من نذار کوچولو! یه وخ دیدی خیار شور رو اوردم انداختم به جونت و این بساط چرندیاتت رو جمع کرد و یه بساط عاشقونه راه انداخت ها! آخیشششششششششششش! یادش به خیر!! مراقب خودت باش دوس جون!

آوا

سلام سلام خيار.. !! من نفهميدم کنکورت و چطور دادی ولی هر جور داديم اصلا به من چه..!!! نه بی خيال..!

چشمک

چيه اين نمکدون خداحافظ بازی دراورده من اپم بيا

فائزه

سلام اگه از دستم ناراحتی منو ببخش.حلالم کن ديگه.خداحافظ

باحال

او وه<‌بابا رسيد به ۷۵ تا!!!!!!!!!!!!!!

فائزه

سلام خيار بيا بخون می فهمی چرا حالم بد بوده.خيلی دوستت دارم.خيلی با حالی.جدی ميگما.

چشمک

اين فائزه همش الکی ميگه ها ///باور نکن

سامان

سلام . خيلی با حالی در ضمن ممنونم ازت باوفا