برای سومين بار سلام


امروز يه روز ديگست(شدم مثل مشاوره ها نه که ميگن به ديروز فکر نکنيد05.gif) آخه ديروز قرار بود زود بيامو ادامه پيام پايينی رو بنويسم ولی خوب ديگه نشد.....افتاد امروز يا به عبارتی فردای ديروز.... اخه می دونيد(معلومه که نه) ديروز جاتون خالی خونه داييم بوديم..... شب جمعه خونه بوديم که پسر داييم زنگ زد گفت کسی خونمون نيست


بيايد اونجا منو داداشم رفتيم اونجا....از اونجا رفتيم تو اينترنت منم گفتم يه سر بزنم به وبلاگم ولی اونا می خواستن برن سايت گردی منم محل نذاشتم امدم توی وبلاگ اومدم تو وبلاگ ولی اين دوتا مثل برج زهر مار يا برج دو قلوی امريکا


(البته بعد از ۱۱ سپتامبرش) ايستاده بودن بالای سرم به خاطر همين نشد کامل پيام بذارم الانم هرچی فکر می کنم يادم نمياد ديروز چی می خواستم بنويسم .....بله جانم؟....بفرمایید بشینید .....ایشون یه سوالی پرسيد که خيلی سوال به جايی بود در جواب سوال ايشون که پرسيده بودن ايندفغه چرا روز اومدم بايد بگم که پنج شنبه اصلا نتونستم بخوابم اخه وقتی با بچه ها هستيم معمولا شب زنده داريم .....بجاش روز می خوابيم والا شب که بيدار بوديم هيچی ......اضافه کاری داشتيم روزهم بيدار بوديم ......قبل از اينکه بخوابيم پسر داييم گفت چند روز پيش يه قناری پيدا کرديم دستيه اين قناری ازاد بود تو خونه می گشت پسر داييم هرچی گشت دنبالش پيذاش نکرد ساعت ۹ صبح خوابيدم ۲-۳ ساعت بعد ديدم يه چيزی روی سرمه بيدار شدم ديدم قناريست گذاشتمش اون طرف ولی مگه ول کن بود هی ميومد رم سر و کله ما راه می رفتم ميومد دنبالم خلاصه بعد از اون نشد بخوابم بجاش ديشب خوابيدم بجای ديشب هم الان اومدم توی وتلاگ


تااااااااااااااااااااابعععععدددددددددد im waite for youre pm





/ 1 نظر / 3 بازدید
ghazaal

سلام من غزالم همونی که اومدی براش کامنت گذاشتی وب لوگتو تو يکی از وبلوگا ديدم از اسمت خوشم اومد٫اومدم تو وبلوگت!!اين قناری که اومده پيشت ظاهرا خيلی خواستنيه!مراقبش باش گربه .....بازم بهم سر بزن