سلام؟33.gif...هان ؟ سلام؟.. چه سلامی؟..چه عليکی.؟33.gif.. اره اعصاب ندارم..به تو چه..مگه شماهام واسه آدم اعصاب ميذارين..مگه شماها ميذارين ادم اروم باشه..چرا انقدر منو حرص ميدين(همينطور که اين جملات می خونيد هی صداتونو بالاتر ببرين مث اين پيرمردا که کمکم داد ميزنن اخرش قلبشون ميگيره)...چرا می خواين منو سکته بدين..چرا اينجوری ميکنيد با من پير مرد..چی شده؟..تازه میپرسه چی شده..ديگه چی می خواستی بشه..نميخوام..آب قند نمی خورم..قل قل قل (صدای خوردن آب قند )..اخه عزيزم پسرم ...دخترم چرا انقدر من و اذيت ميکنيد؟..واقعا نمی دونی چی شده؟...خب منم پير مردم يه توقعاتی دارم از شما ها ..چرا رعايت حال من پير مردو نميکنيد؟...اون از اون مرصاد(...(اين ۳نقطه خيلی فحشای بديه))...که گذاشته همينجوری رفته بعد اين همه اومده ميگه من يک سالم شد...خب من حق ندارم نگران شم؟...نه خبری نه چيزی...حالا اون بچست خره ..هيچی حاليش نيست..اين مورچه چی  ..دختره چش سفيد ور داشته ازدواج کرده ..همينجوری بی خبر...يواشکی...نه خبری نه چيزی..گذشت اون زمون که کوچيکترا بدون اجازه بزرگترا آب ميخوردن؟..نه نميخوردن...الان کوچيکتر بزرگتر نمونده(نکته اخلاقی اين پست)..گذشت اون زمون...اينم از اون خانم کوچولو که دلم خوشه از همشون بزرگتره...گفتم بزرگ ميشن عصای دستم ميشن...نمی دونستم بلای جونم ميشن02.gif

۲.شب قبلش بهم زنگ زد گفت ۱۲.۳۰ فردا حتما کارت دارم سر فلکه قرار گذاشتيم..برام جالب بود کسی که سالی ۲۳ بار اونم فقط به سلام و عليک ميديدمش اخه چيکارم داشت..حدس ميزدم چيکار داشته باشه..ولی به اين نميومد اينکاره باشه...ساعت ۱۲.۳۰ فردا سر فلکه ديدمش ...سوار شدم...سر راه شروع کرد حرف زدن..نو حرفاش فهميدم حدسم درست بوده..می خواست منو پول دار کنه...خدا شکرت که ای همه ادم دورو برم هست که همشون به فکر پول دار شدن من هستن...وسط حرفش بهش گفتم که اگه نت ورک و از اين کاراست اصن خوشم نمياد...ولی گفت بيا کاريت نباشه..گفتم ببين اين کارا يه مدت مد بود تموم شد ..همون موقعش من خوشم نميومد هيچ جا هم عضو نشدم..گفت ای بابا تو چيکار داری بيا با من..گفتم برم ببينم چه خبره..جلوی يه ساختون پياده شديم زنگ زد درو وا کردن ..رفتيم تو ..داشتم ميرفتم بالا يه ذره ترسيدم..داشتم فکر ميکردم کاريمون نکنن بدخت شيم..بشيم دختر فراری...ديدم زد زير خنده مث اينکه بلند فکر کرده بودم..رفتيم تو ..تو يه اتاق منو اونو يه مرد جوون...شب قبلش فکر کنم ۲ ساعت بيشتر نخوابيده بودم به شدت خوابم ميومد...شروع کرد قبلش پزسيد:

نظرت چيه؟..درباره چی؟...نت ورک ديگه؟...اصن خوشم نمياد...دربارش چی ميدونی..درباره چی؟..ای بابا نت ورک...ميدونم که يه شرکته مردم جمع ميشن براش پول جمع ميکنن...خنديد..تا حالا پرزنت شدی جايی؟...نه بابا

اقا چشتون روز بد نبينه شروع کرد حرف زدن ..از خلقت آدم شروع کرد تا رسيد به نت ورکشون..منم هی چرت ميزدم...الکی سرمو تکون ميدادم مثلا فهميدم... يه جا مچمو گرفت انقده سه شد..اخه داشت برباره سود دهيش حرف ميزد...ميگفت اگه ۳ نفر شه و نميونم چی بشه و فلان شه و چقدر طول بکشه ۳۰ هزار به حسابت ريخته ميشه..اگه فلان شه ۱۵۰ هزار تهمينجوری گفت تا چند ميليون تومن..بعد يه دفه وسط حرفاش گفت حالا اگه ۳ نفر باشه و ... چقدر بهت ميرسه؟..(مثه اين معلما که بعد درس دادن از بچه ها میپرسن)..منم شده بودم مثه اين بچه ها که الکی تو کلاس سر تکون ميدن و معلم مچشونو ميگيره)..گفتم..امم..چی؟..هان؟...خلاصه اقا اين ۱ساعت و نيم مخ مارو خورد..ولی مخ ميزد ها... انقدر اين حرف زد اومد بيرون گيج بودم مردم و رو هم رو هم شاخه شاخه ميديدم...همينجوريش می خواستم از اونجا در برم..يارو اومده لزم قول بگيره واسه يه روز ديگه..هرجوری بود ماس ماليش کردم رفت..حالا بچه ها از اينا گذشته..يه کار حوب براتون سراغ دارم..پول دار ميشيد ها ..کارش خيلی خوبه...

۳.چند وقت پيش يه فال حافظ زدم عجب چيزی اومد

خيار چمبر زلفش فريبت می دهد حافظ

نگر تا حلقه اقبال نا ممکن نجنبانی

حال ميکنيد؟...حافظ هم اره...باور نميکنيد تو ديوانش ببينيد

/ 53 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهلا

اولا سلام دوما عيب نداره تو لينکم نکناما من لينکت ميکنم چون دوست دارم تو لينکام باشی. سوما ايراد از کامپيوتر جنابعاليه قالب من خاکستريه روشنه.وقتی قالب کامل نياد تاريک ميشه چهارما ممنون که اومدی پنجما لااقل وقتی آپ کردی خبرم کن ششما اين گوز خيلی بچه ی گليه هفتما باز هم این ورا بیا هشتما خوشحال شدم و نهما مال من یکی از هشتما تو بیشتر شد هاهاهاهاها دهما فعلا یازدهما مال من ۲ رقمی شد دوازدهما بای

اويس

البته از يه پيرمرد كه فرق يمن با مغول رو نمي تونه درك كنه، توقع بيشتري هم نيس... من هر چي ديوان حافظ كه دم دستم رسيد نيگا كردم... حالا هرچي ما نمي خوايم چيزي بگيم ، تو هي بيا... عزيزم... خوشگلم... نازم... بلد نيستي مجبوري شعر بنويسي؟ واقعا فرق خيال با خيار رو نمي توني تشخيص بدي؟ خيال چمبر زلفش فريبت می دهد حافظ نگر تا حلقه اقبال نا ممکن نجنبانی هم نيست... بجنباني درستشه. اين دو تا غلط تو يه بيت شعر. البت همون طور كه گفتم توقع زيادي هم نيس ازت... در مورد ايني هم كه ميگي اسم اويس، يه چيزايي مياره تو ذهنت، كلمه خيار هم يه چيزايي رو برا ما متبادر مي كنه. بايد بگيم؟

مهلا

سلام اولا قبول نيست ادامه اش رو بنويسی اگه من بخوام مثه تو نامردی کنم تا مثبت بینهايت هم ميرسه ... خيار گنديده

چشمک

ايندفعه خانم چشمک با شما صحبت ميکنه

هلن

من نميدونم تو که انقدر حرص ميخوری تا الان چرا نمردی

مورچه

ميای وبلوگ من زنبيل ميزاری و ميريييييييييی؟؟؟من ۵۰هم راستیدر ضمنننننننننننن من اين مطلبتو ۳ بار خوندم ولی نفهميدم چرا از ازدواج مورچه دلگيری نکنه ميخواستی بگيريش؟؟؟

فائزه

سلام چمبر-چنبر-پنچر جون یه چیزایی آپیدم.بیا اون ورا.

فائزه

سلام آدم اول فکر می کنه بعد حرف می زنه .گفتم که گفته باشم.بعدا نگی نگفته باشم.هاهاهاهاها

فائقه

سلام خیار ابره که تو آسمونه قشنگ بود؟در مورد اون یکی هم باید بگم من نبودم گفتم هر وقت آپ کردی منو خبر کن.حالا چون خودت کشیدی وسط هر وقت آپ کردی منو با خبر کن.